احساس ترس و طمع از دیدگاه سایکولوژی ترید
ترس و طمع یک شاخص در بازارهای مالی است که معاملهگران برای بررسی سنتیمنت مارکت از آن بهره میگیرند. در این پادکست سعی داریم این موضوع را از لحاظ روانشناسی ترید بررسی کنیم. به زبان ساده وقتی بازارها با ریزش همراه میشوند احساس ترس در بین سرمایهگذاران ایجاد میشود. این درحالی است که وقتی قیمتها رشد میکنند حس طمع در مارکت افزایش پیدا میکند.
احساس ترس و طمع باعث ایجاد چرخه عرضه و تقاضا میشود. به این صورت که با ایجاد ترس فروشهای سنگین رخ میدهد و با وجود طمع خرید در بازار افزایش پیدا میکند. به همین دلیل است که شاخص ترس و طمع ایجاد شده است. چرا که آنچه باعث نوسان در بازار میشود احساسات و در نتیجه آن تصمیمگیری معاملهگران است.
ترس و طمع (Fear & Greed) دو نیروی بسیار بنیادی در روانشناسی معاملهگران و سرمایهگذاران هستند که بخش بزرگی از نوسانات بازارهای مالی را شکل میدهند. در واقع بسیاری از تحلیلگران باور دارند که قیمتها همیشه صرفاً بازتاب ارزش ذاتی داراییها نیستند، بلکه نتیجه غلبه احساسات جمعی هستند.
شاخص ترس
ترس در روانشناسی مالی حالتی است که فرد هنگام مواجهه با عدم قطعیت یا زیان بالقوه، واکنش هیجانی شدیدی نشان میدهد. ذهن او به جای تمرکز بر منطق و تحلیل، بیشتر درگیر حفاظت از سرمایه و جلوگیری از ضرر میشود.
همین موضوع باعث میشود تصمیمهای عجولانهای بگیرد. مثلاً در کف بازار داراییهایش را بفروشد یا از ورود به فرصتهای مناسب اجتناب کند. ترس در اصل ریشه در مکانیسم بقا دارد، اما وقتی در بازارهای مالی بر تصمیمگیری غلبه کند، مانع از دیدن واقعیتها و استفاده درست از فرصتها میشود.
شاخص طمع
طمع در روانشناسی مالی حالتی است که فرد تحت تأثیر هیجان سود بیشتر، میل سیریناپذیری برای کسب منفعت پیدا میکند و اغلب نشانههای خطر را نادیده میگیرد. در این وضعیت، سیستم پاداش مغز با ترشح دوپامین او را به تکرار تجربههای سودآور سوق میدهد و همین موضوع باعث میشود بیش از حد ریسک کند، قوانین مدیریت سرمایه را زیر پا بگذارد و با اعتمادبهنفس کاذب وارد معاملات پرخطر شود.
طمع در ظاهر انگیزهای برای پیشرفت و کسب سود به نظر میرسد، اما اگر کنترل نشود میتواند فرد را گرفتار تصمیمهای شتابزده، ورود در اوج قیمتها و در نهایت زیانهای سنگین کند.
چگونه ترس و طمع را در بازار کنترل کنیم؟
تفاوت اصلی میان سرمایهگذاران حرفهای و تازهکار را نه در دسترسی به اطلاعات یا حتی روش تحلیل، بلکه در کنترل احساسات و تسلط روانی باید جستجو کرد. سرمایهگذاران حرفهای میدانند که نوسانات بازار به جز دلایل اقتصادی دلایل روانشناسی نیز دارند. بنابراین به جای واکنش هیجانی تلاش میکنند آرامش و انضباط ذهنی خود را حفظ کنند.
آنها معمولاً استراتژی از پیشتعریفشده دارند، حد ضرر مشخص میکنند و به قوانین مدیریت سرمایه پایبند میمانند. به همین دلیل، وقتی بازار ناگهان دچار ریزش یا جهش میشود واکنش احساسی از خود نشان نمیدهند.بلکه مبتنی بر منطق و برنامه رفتار میکنند. در مقابل، سرمایهگذاران غیرحرفهای اغلب اسیر نوسانات هیجانی میشوند. در زمان رشد بازار بهدنبال بیشترین ریسک میروند و در زمان ریزش دچار وحشت میشوند. این تغییرات هیجانی مداوم باعث میشود برخلاف جهت درست بازار حرکت کنند.
پس کنترل احساسات یعنی توانایی مدیریت هیجاناتی مثل ترس، طمع، هیجان و اضطراب در لحظههای حساس، و کنترل روانی یعنی حفظ تمرکز، انضباط و آرامش ذهنی در بلندمدت. همین دو ویژگی است که سرمایهگذار حرفهای را از تازهکار متمایز میکند.
